دلا محیا شو
محرم حسین می آید …
ندای مکتب انسان پرورش به گوش آید …
دلا محیا شو
که کاروان حسین رهسپار سوی خداست …
ز مردگی به درآ !
تا تو را بیاموزد
چگونه بودن را …
چگونه مردن را …
تورا به پهلوي شكسته مادرت قسم نجاتمان ده…
دلا محیا شو
محرم حسین می آید …
ندای مکتب انسان پرورش به گوش آید …
دلا محیا شو
که کاروان حسین رهسپار سوی خداست …
ز مردگی به درآ !
تا تو را بیاموزد
چگونه بودن را …
چگونه مردن را …
تورا به پهلوي شكسته مادرت قسم نجاتمان ده…
او چون کوه استوار بود ، آنقدر متانت و مردی و بزرگی داشت که آبروی دشمنانش را هم نبرد او نگفت چرا بوسیله عده ای از قائم مقامی رهبری کنار رفت ، سکوت کرد و صبر علی پیش کرد . آری او صبر کرد تا ما شاخ و برگ بگیریم ، بروییم و سبز شویم و هم اکنون که روییدن و سبز شدن ما را دید ،او بر بستر خاک آریایی آرام گرفت ، آرام ،آرام .تا همین دیروز برای حقانیت ما بیانیه میفرستاد و بیانیه هایش به ما انرژی می داد و ما را مصمم می کرد . منتظری تکثیر شد .او از بین ما نرفت او به جمع ما آمد .یادش گرامی و اشکهای گرم من و ما بدرقه عقبی او …
از آنجا كه امر ازدواج یكی از مهمترین اصول اجتماعی ، همچنین تشكیل خانواده یكی از مهمترین وبنیادین ترین ساختارهای اجتماعی میباشد و همانطور كه میدانید حضور یك پسر مجرد ( عذب؟ یا عزب ؟)در میان جمعی برای آن جمع موجبات معصیت را فراهم میدارد ، لذا ما از همین تریبون رسمی اعلام میكنيم كه :
*.*.* ما آسد امين خان اصلا قصد ازدواج نداريم *.*.*
منتها دیگه خیلی اصرار میكنید …. چی بگم ؟ رشد قارچی آمار طلاق و رشد منفی ازدواج در جامعه ما ، همچنین عدم تناسب تعداد دختران نسبت به پسران ( یعنی به ازای هر پسر شيشصد دختر ) ما از جان گذشتگی میكنيم ، تن به ازدواج میدهيم !!!!!
در همین راستا ، از تمامی علاقه مندان به وصلت و واجدین شرایط دعوت به عمل می آید مشخصات خود را تا پایان وقت اداری جمعه مورخ 1388/9/20 ارسال نمایند تا ۳۰ سال دیگه كه ما حسابي پول دار شديم عقد و عروسي رو يه جا بگیریم!!!!!
مهم: محدوديت سني فقط بيست و سه سال تا 50ساله خوب مونده !!!!!!!! (( برای حفظ جمع محوری عزیزانی كه سنشون بيشتر يا كمتر هستش میتونن به عنوان خواهر در معیت و پا در ركاب ما باشن:فرنگیا میگن فمیل فرند ))!!!!
حداقل مشخصات:
قد بين 170 تا 185
وزن كمتر از 60 نباشه و بيشتر از 80 نباشه!!!!
حتما قيافه اش خوب باشه!! (( منظور از خوب يعني يه چيزي در حد جيگر به بالا ))!!!!
از نظر وضع مالي حتما يه خونه بالاي 600 متر تو شمال تهران به همراه ويلا تو نمك آبرود و چن تا ماشين حداقل 2009 به بالا كه فقط مارك بنز و بي ام و و تويوتا باشه و رنگ همشون مشكي باشه!!!! توجه كنين كه رنگ ديگه قبول نداريم!!!!!
تك فرزند باشه و پدر محترمش در جوار مرحومه مادر بزرگ ما خوابيده باشه و مادر محترمه اش هم حدالمكان كر و لال باشه و دكترها هم جوابش كرده باشن!!!!!
خيلي مهم: همين اولش گفته باشيم چون ما خيلي مبادي آداب هستيم و خيلي هم طرفدار پروپاقرص اخلاق!!!! همون اولش طرف مورد نظر رو امتحان ميكنيم ببينيم خرده شيشه داره يا نه!!!! (( منظور از خورده شيشه داشتن رابطه ج ن س ي قبل از آشنايي با ما ميباشد ))!!!!!!!
خوب ديگه زياد شلوغش نكنين بابا نوبت رو حتما رعايت كنين و نترسين به همتون ميرسه!!!!!!
پ ن : تصميمون عوض شد فعلا قصد ازدواج نداريم منتظر باشين خبرتون ميكنيم !!!!!!!!!!!!!
آنان که علی خدای خود پندارند،
کفرش به کنار؛ عجب خدایی دارند!
اي كاش در هر قرني دنيا مردي چون علي به خود ميديد! نه اينكه خود را علي بنامد و فقط علي بر زبانش باشد! عيد غدير خم بر تمام مسلماناني كه نماز نمي خوانند و روزه نميگيرند . اما دروغ نميگويند و مال مردم نمي خورند و زورگويي نمي كنند و آدم نميكشند مبارك باد
پ ن : سر يه قالب صابون شرط ميبندم از امروز اينترنت و اونترنت و موبايل و چي چيه عمه خدا بيامرز ما و خيلي چيزهاي ديگه تا چن روز به ف ا ك ميره!!!!!!!!!!!!!!!!
به نام خدايي که ما دانشآموزان و معلمان را آفرید تا بتوانیم درس بخوانیم و معلمها هم بتوانند درس بدهند و نانشان را از این راه در بیاورند و مثل شمع بسوزند و راه را برای ما کور و کچلهای ملت روشن کنند. ما هم هیچی نفهمیم و هی بپرسیم: آقا اجازه این یعنی چی، اون یعنی چی؟ و حوصله معلم عزیزمان را که قرار است بعد از عید برایش یک جفت جوراب با جنس عالی بخریم را سر ببریم و او هم به ما بگوید: لطفاً هر چه زودتر آدم بشوید، کار داریم!!!! البته بر همگان واضح و مبرهن است كه ادب و اخلاق چيز خيلي خوبي ميباشد و انسان هميشه بايد آنها را داشته باشد تا بتواند فرد باادب و با اخلاقي شود!!!!!
اصولا ما بايد به همه احترام بگذاريم و هر وقت يك كسي را ديديم زود سلامش دهيم!!!! البته نه آنقدر زياد كه با لگد تحويلمان بگيرند!!! چون ما همين چند روز پيش به آقا جهان پدر دختر همسايه چند بار سلام داديم كه خيلي عصباني شد و فرمود كره خر چش لوچ چه خبرته صد بار سلام ميكني!!!! اما ما قسم ميخوريم كه اگر خيلي هم سلام كرده باشيم فوقش 60 بار بود يا شايد هم هشتاد بار و به صد نرسيد كه اين نشان از بيسوادي آقا جهان دارد!!!!! البته ما حق را به ايشان ميدهيم و ميدانيم چند بار بيشتر سلام كرديم ولي نامبرده فوق يك مقداري بي ادبي كردند كه ما بايد به بابايمان بگوييم تا ترتيبشان را بدهد!!! اصولا ما علاقه خيلي زيادي به احترام داريم!! ايشان خيلي خانوم خوب و مهرباني هستند و حتي بابايمان هم خيلي دوستش دارد و ما احتمال ميدهيم اگر يك روزي مادرمان بميرد بابايمان ميخواهد احترام خانوم را به عنوان مادر به ما كادو بدهد تا در روز مادر زياد احساس ناراحتي نكنيم!!!! البته ما خودمان ميدانيم كه اين احترام با آن احترام خيلي فرق دارد!!! چون اين يكي باسن خيلي بزرگي دارد و وقتي كه راه ميرود همه به آنجايش نگاه ميكنند و چشمهايشان يك جور ديگري ميشود!!!! اما آن يكي احترام چيز خوبي است كه ما به آن بيشتر از اين يكي احترام علاقه داريم!!!!يكي از افرادي كه هميشه الگوي ما در احترام گذاشتن ميباشد پدر محترممان است كه هميشه سعي ميكند خيلي احترام بگذارد و هم اينكه خيلي باادب حرف ميزند!!! مثلا همين هفته قبل كه ما دستمان را تا آستين درون دماغمان كرده بوديم و به دنبال اكتشافات جديد بوديم!!!! بابايمان گفت كه اين يك كار خيلي بد بيشرفي است و اگر يك بار ديگر ببينم كه اينكار را ميكني همچين با لگد ميزنم كه مثل چس فيل بچسبي به سقف!!!! كه مادرمان فرمودند آقاي نصيحت گو اول اين حرفها را بخودت بگو كه هميشه در حال شماره گيري با دماغ شيپوريت هستي!!!! و بابايمان در حالي كه عرقش را پاك ميكرد فرمود خانوم اين حرفهاي را پيش چه نگو كه بدآموزي دارد.!!! اون روي سگم را بالا نيار!!!!مامانمان فرمودند : اگه بالا بیاد مثلاً چی کار می کنی ؟. بعد بابایمان یک کار هایی کرد و بعد مامانمان کارهای بابایمان را جواب داد !!!!!!!
ما خودمان آنقدر فهم و شعور داریم که بقیه ماجرا را سانسور کنیم!!!!!!
البته ما نبايد شوخي هاي بيجا و بيتربيتي هم با دوستانمان بكنيم كه اين خود موجب ميشود تا ادب و اخلاقمان مثل گوه بشود و حسابي گند بزنيم به همه چيز!!! بطور مثال ديروز وقتي همين آست خان كاوه اوليا ما را كه حقايق زندگيش را به ملت شرح داديم درون جوي آب هل فرمود كه همه لباسهايمان بوي فاضلاب گرفت!!!! بعد هم فرمود كه شوخي كرديم!!! ما نيز به تلافي كارش تمام کتاب ها و دفترهایش را پاره کرديم و با سنگ سرش را شکستيم و بعد به خانه شان زنگ زديم و گفتيم : اين آست خان تصادف کرده و الان وسط خیابان افتاده است . مادر آست هم غش کرد و پدرش یک سکته ناقص زد . و ما در حالی که غش غش می خندیديم گفتيم : شوخی کرديم . با مزه بود ؟!!!!!! ولی مثل اینکه شوخی ما زیاد با مزه نبود چون خيلي اتفاقاتي بدي بعدش افتاد كه ميانه ما با نامبرده فوق الذكر مثل همان تام و جري شد!!!!!! البته ايشان يك بچه تخصي ميباشند كه اندازه ندارد اما ما به بزرگواري خودمان گناهش را بخشيديم و ديگر هم سعي نخواهيم كرد كه با سنگ او را بزنيم چون يك روش خيلي جديد ياد گرفتيم كه بعدا خودش خواهد گفت!!!!
ما از این انشا نتیجه می گیريم که انشاي ما بهترین انشاي دنیاست و معلممان باید به ما بیست بدهد!!! و در غير اينصورت آن ميخ هاي كوچكي كه بابايمان براي كفشمان خريده را به يكي از قسمتهاي حساس بدنش حواله ميكنيم!!!! البته این فقط یکی از هنر های ما است و ما هنر های دیگری هم داريم!!!! به قول خواهرمان از هر انگشتمان یک هنر می زند بیرون !!!! که اگر تعریف از خود نباشد در انشاهای بعدی در مورد این هنرها صحبت می کنيم !!!!!!!
در پایان از آست كاوه و آقا جهان و خانواده عزیزمان که ما را در نوشتن این انشا یاری کرده اند تشکر می کنيم و البته گفته باشيم كه به دلايلي اين بار در مورد دختر همسايه و ديوار مستراحشان چيزي نمي گوييم تا آنجايتان كه تا الان منتظر يك خبر از ايشان بود بسوزد!!!!
فرض کنید دارید توی خیابون رانندگی میکنید.یه دفعه چشمتون میفته به یه ماشین خوشگل پراید!!!!! (البته همتون میدونید که پراید 2 زار نمی ارزه اما چون معمولاً بهترین وسیله انتقال هلو های سطح شهر می باشد بنا براین ما بش میگیم ماشین خوشگل)!!!! خوب حالا یه کم اون قوه تخیل صاحاب مرده رو بیشتر به کار بندازید!!!!! و فکر کنید که توی اون ماشین دو تا هلوی رسیده وآبدار نشستند و دارن غش غش می گن و می خندن!!!! اگه یه کم دیگه هم فکر کنید می فهمید که در اون لحظه شما آرزو ميكنيد که کاشکی یکی از این هلو ها بغل شما باشه!!!!! باز هم فرض میکنیم شما پشت فرمان یک پیکان گوجه اي رنگ مدل 48 هستید به آینه اش هم یک عدد CD آویزوونه و پشت شیشه عقب هم نوشتند “لطفاً مرا بشویید” خوب عکس العمل شما چیه در اون حالت؟!!!!! مسلمه دیگه به طرز عجیبی به شانس خودتون لعنت می فرستید!! اما خوب نگران نباشید من راهی بتون یاد میدم که حتی با یه پیکان قراضه هم بتونی مخ جیگرترین دخترای تهران و یا ایران رو بزنید!!!!
در مرحله اول چند تا نکته رو به خاطر بسپارید:
1-اولاً هر جا که دیدید تعدادی دختر دارن از خنده غش و ضعف میرن بدونید که کارشون فقط برای تظاهر و جلب توجهه!!!!! چون:بر عکس ما پسرا , هیچ دختری نیست که برای یه دختر دیگه اونقد جذاب و شیرین سخن باشه که طرفشو به غش و ضعف بندازه!!!!!! .در ضمن ما پسرا چون خیلی شورشو در اوردیم دیگه حتی بابا ننه هم رو هم مسخره میکنیم و می خندیم اما دخترا این جوری نیستن و هیچ وقت هیچ دختری نتونسته یه دختر دیگه رو از ته دل بخندونه!!!!! آخرین دختری که تونست یه دختر دیگه رو بخندونه وقتی بود که پدربزرگ پدر جد من رفت واسه زنش هوو اورد و چون این دو تا خیلی از هم بدشون میومد وقتی که یکیشون مرد اون یکی از ته دل خندید!!!!! پس نتیجه میگیریم که خنده دخترا یعنی اینکه خواهش میکنم,استدعا دارم یکی بیاد مخ من رو بکوبه باش آبگوشت درست کنه!!!!!!
2-وقتی که توی یه ماشین تنها دو تا دختر بودند مطمئن باشید یکیشون پشت فرمونه چون اگر نباشه خوب ماشین راه نمیفته دیگه IQ!!!! خوب دخترا راننده های خوبی نیستند و موقع رانندگی 80 درصد حواسشون به رانندگیه که یه وقت اشتباه نکنن.(الان میگید پس 20 درصد بقیه کجاست؟باید عرض کنم که معمولاً دخترا فقط از 80 درصد حواسشون استفاده میکنن و به عبارت دیگه همه حواسشون رو هم که جمع کنن میشه 80 درصد و اون 20 درصد باقی مونده رو هم خدا بشون نداده تا بعداً راحت گول بخورن و عاشق شن و این طوری نسل بشر منقرض نشه!!!! !وگر نه خدا وکیلی اگه یه دختر 100 درصد حواسش جمع باشه اونوقت کی میاد زن من و تو و باباتو عموتو …. شه؟!؟!؟!!!!!) خوب پس باید حواستون رو متمرکز کنید رو اون یکی دختره و روی مخ اون کار کنید که نتیجه بهتری بگیرید!!!!!
3-تا یه ماشین دیدید که توش دو تا دختر هستند سریع نرید کنارش و بخواید شماره بدید به دو دلیل:الف:این روش قدیمی شده و در ضمن اگه هم دختری بود که شماره بگیره چون ماشین شما پیکان مدل جوادیسمه پس از شما شماره نمیگیرن!!!!!! . ب:ممکنه تصادف کنید چون در اون حالت ماشین های دیگه ای هم هستند که همزمان با شما اون ماشین خوشگل رو دیدن و چون اونها هم به روش قدیمی عمل میکنن پس سریع میخوان خودشونو برسونن بهش و اولین کسی باشن که شماره میدن و از اونجایی که تجربه نشون داده وقتی یه پسر یه دختر خوشگل میبینه دیگه مخش از کار میفته پس اگر شما هم در اون زمان با ماشینتون اونجا باشید پس احتمال تصادف زیاده!!!!!
بنابراین و با توجه به دو مورد فوق نتیجه میگیریم که وقتی یه ماشین با دو تا جیگر زنده دیدید باید سریعاً از محل دور شید و فاصله رو زیاد کنید!!!!
4- مهمترین اصل در زدن مخ یه دختر آرامشه.البته میدونم که ضربان قلب چه بخوای و چه نخوای میره رو 1000 اما باید جوری رفتار کنید که طرف نفهمه شما استرس دارید.!!!!! حتی الامکان می تونید واسه اینکه نشون بدید چقدر آرامش دارید در حال حرکت در ماشین رو باز کنید و بپرید بیرون و این نشان دهنده اوج آرامش و ابله بودن شماست!!!!!
5- خیلی وقتا اتفاق میفته که وقتی یه ماشین رو به عنوان سوژه در نظر میگیرید در همین حال یه ماشین دیگه هم پیدا میشه و شما میمونید که از این دو تا ماشین کدومشون رو انتخاب کنید.راستش این مشکلیه که تا حالا خودمم هم راه حلی واسش پیدا نکردم ولی خوب شما میتونید در این مواقع خیالتون رو یه کم راحت کنید از این بابت که من نویسنده هم سردرگم میشم چه برسه به تو!!!!!
6- هیچ وقت وقتی که یه ماشین خوشگل دیدید سعی نکنید که عملیات محیرالعقول انجام بدید و چه میدونم سرعتو زیاد کنید و لایی بکشید واینا….چون واقعاً لایی کشیدن یک پیکان جوانان گوجه اي از نوع خوابيده كه دور لاستيك هاش هم سفيده از بین چند تا پژو و پراید و ماکسیما و زانتيا و هزار تا كوفت و زهر مار ديگه صحنه چندان خوشایندی نیست و اولین فکری که در این حالت به ذهن بیننده خطور میکنه اینه که احتمالاً راننده پیکان از ده اومده!!!!!!!
7-یه نکته خیلی خیلی مهم رو به خاطر بسپارید و اون اینکه مطمئن شید که اون دو نفری که توی ماشین پراید نشستند و یکی از یکی خوشگل ترند مادر و فرزند نباشند .به هر حال امروزه با پیشرفت علوم و فنون !!!!!! بعضی وقتا مادره از دختره جوون تر میشه پس حتماً حواستون جمع باشه!!!!
8- سعی کنید وقتی یه ماشین خوشگل دیدید صدای ضبط ماشینو زیاد نکنید که کل خیابون برگردن ماشین شما رو نگاه کنند چون دیگه اینکه آدم آهنگ تکنو بذاره و صداشو زیاد کنه واقعاً خز و خیل شده و در ضمن این جوری ممکنه دافیه هم بپره به هر حال اونا دخترن دیگه مثل ما پسرا که نیستن!!!!! کارشون حساب و کتاب نداره….!!!!!!
9- و ….!!!!!
خوب حالا که مراحل بالا رو با دقت بشون توجه کردید میرسیم به مرحله اصلی یعنی زدن مخ اون خانوم خوشگلا با توجه به اینکه اونا پراید یا 206 یا چه میدونم یه ماشین درست و حسابی تر دارن و شما یه پیکان جوانان گوجه اي خوابيده دور لاستيك سفيد و یا فوق فوقش یه پیکان بنفش متالیک !!!! که روی داشبوردش از این سگا هست که کلشون تکون میخوره!!!!!
به نظر شما این کار شدنیه یا نه؟اگر من بگم آره باور میکنید؟درسته این کار شدنیه اما خیلی سخته!!!!!!
بابا جان ما توی زانتیا و از اين نميدونم اسماشون رو ماشيناي خارجكيه گنده منده!!!! که میشینیم به زحمت میریم مخ یه دختره رو که عقب وانت نشسته میزنیم اونوقت تو با یه پیکان جوانان گوجه اي خوابيده دور لاستيك سفيد میخوای مخ یه دختر جیگر بالا شهری رو بزنی؟برو بابا برو روتو کم کن!!!!!خدا روزیتو جای دیگه حواله کنه….!!!!!!!
پ ن : قابل توجه آست كاوه خان اوليا كه ميخواد به هر ترتيب ممكن مخ كل دختراي ساكن در دنياي اينترنت و اونترنت رو بزنه !!!! اين متن در اصل واسه تو بود اخوي خان جان!!!! آخه چن بار بيام بگم هان؟؟؟ !!! بابا خجالتم خوب چيزيه چيزت رو از اين ملت بكش !!!!!!
پ ن 2: هان؟!!! چتون شده؟؟ !!!!! اونجاتون تا ته اعماقش سوخت 2 تا آپ با فاصله كم كرديم؟؟!!!!!!
پ ن 3: كليه هلوهاي ماشين هاي خوشگل، دختر همسايه محسوب ميشن !!! چشاتون رو درويش ميكنين يا خودم بيام بكنم؟؟؟!!!!!!!!!!!
سامو علیکم خدا …!!!!!!
چاکرتیم به مولا … خیلی نوکرتیم … خیلی آقایی … خاک زیر پاتیم !!!!!!
خدا جون … قربون اون مرامت … فدای اون کرمت … یکم تحویلات …!!!!!
الله وکیلی خیلی گلی … بدجور با مرامی …
آره میدونم الان چی فک میکنی …میگی کره خر باز تو کــارت گیر کردیاد ما کردی ؟؟؟؟!!!!!!!!!
نه به مولا !!!! نه به جون مادرم !!!! همیشه کوچیکتم … تو فقـــــــــــــط …فقطِ فقط سیم ثانیه مارو داشته باش بسمونه … تازه کــــلیم جو گیر
میشیم واسه خودمون …!!!!
یعنی انقد سرت شولوغه که سیم ثانیه از وقتت نمیرسه به ما ؟؟!!!!
بابا BUSY !!!!!!! بابا اینکاره … !!!!!
خدا جون ما که با هم این حرفارو نداریم … با هر کی رودرواســـــــــی
میشم !!!! بـــگم ؟؟!!!!!!!!!
ایــــــــــــول … از قدیم گفتن سکوت نشونه رضایته …!!!!!!!
نمیــــــــــــــدونم از کجاش شروع کنم … از دلتنگیام … از بدبختیام …
از عمله بازیام …!!!!!!
خدا جون چن وقته بد جوری میخورم تو دیوار … ! !!!!!حالم گرفتست … !!!!!
دستم به دومنت …. یه کاری بکن واسه ما ! یه جوری جبران میکنیم!!!!!!
عمله افغانی داره آجر میندازه بالا … میگم داداش خسته نباشی ….میگه خسته نیستم با پاک فوم پاک کردم …!!!!!!
سرم مو ورداشته … گچ سبز گرفتم … بچه 2 ساله میگه : خــــدا بد نده سید!!!!!
از این گشت ویژه ها نمیگم واست که دلم پر خونه! راست راست هم که را میری گیر میدن …!!!!!!
خلاصه اینجوریاست … دریاب مارو … منم جای پــــــــــسر خودتم …!!!!!
دیگه سرتو درد نمیارم … جون جبرئیل جواب ناممو بده ….!!!!!!!
کاری باری ….؟ بازم برات نامه مینویسم !!!!!! حتی اگه جواب این ناممو ندی ….!!!!!!
خودت حافظ !!!!!!!!
چشمهايت را بدون آنكه به خود زحمتي بدهي باز كن، همانطور كه در هنگام صبح، بدون زحمت و فشار، چشمها را ميگشايي، بيدار ميشوي و ميبيني كه پرتو خورشيد دارد صورتت را نوازش ميكند، پرندگان در حياط خانه مي خوانند و در لابه لاي شاخه ها بازي ميكنند، سر و صداي اتومبيلها در خيابان بگوش مي رسد و صداي گفت و گوي همسايه ها مي آيد. آنگاه با خود ميگويي : (( آه ، چه خوب!!! صبح آمده است!!!)). حقيقت نيز به همين راحتي تجربه مي شود. در غير اينصورت، هيچگاه تجربه نخواهد شد. اين طنزي بيش نيست كه پيشينيانمان را به سخره گيريم و به هيچ انگاريم!!! در سايه حذف نام پادشاهان ايراني از كتب درسي فرزندانمان تمام حكومتهاي پيشين را به هيچ انگاريم و خود را برترين!!! تخت جمشيد و پاسارگاد و غيره و ذالك ديگر نمادي براي فرزندانمان نخواهند بود!!! همين انرژي هسته اي ما را كفايت ميكند!! اصلا تمام اين كره خاكي را ما خودمان ساختيم !! پيشينيان كيلويي به چند؟؟!!! گور پدر ابن سينا و كوروش كبير!!! همين محمود و مصباح ما را كفايت ميكند!!! اصلا هر چيز خوبي كه در دنيا بود و هست ما خودمان داشتيم!!! من مسلمانم برادر!! دينم اسلام است! اما قبلتر از آن من ايرانيم!! ايـــــــــــــــراني!! قرآن كتاب مقدسم هست و خواهد بود!! اما بوستان و گلستان و شفا و قانون نيز برايم به همان مقدار قابل احترام است! من ايرانيم برادر، نشان به همان نشاني كه در خرابه هاي تخت جمشيد از نياكانم باقيست. من ايرانيم برادر، نشان به همان خرابه هاي شوش و قلعه بابك و آتشكده هاي نشسته بر خاك!!! من ايرانيم برادر، مشهد برايم همانقدر مقدس است كه شيراز و اصفهان هست!!! پدرم هميشه ميگفت تا چيزي برايت ثابت نشده باورش مكن!!! اينگونه بود كه در پي اثبات خدا بودم و براي خود اثباتش كردم و ميپرستمش! اما چگونه ميتوانم فراموش كنم كوروش و داريوش و كريمخان را؟؟!!! چگونه ميتوانم فراموش كنم خونهاي اجدادم را كه زير سم اسبان مغول و روس و انگليس جان دادند؟؟!!! من ايرانيم برادر، عرب نيستم من!!! ملخ خور نبوده اجدادم!!! بيستون را من ساختم، پاسارگاد مال من و فرزندانم خواهد ماند!!! تو به چه جراتي گذشته مرا به هيچ انگاشتي؟؟!!! برو از خاكم، از وطنم، از خانه ام!!!! من ايرانيم برادر، برايم همت و باكري به همان مقدار ارزشمند است كه اميركبير و كريم خان و كاوه بود!!! بخدا قسم ارگ بم و سي و سه پل و بازار تبريز و كاخ بيستون را اعراب نساخت!!! كار من و بود و دوستانم!!! من ايرانيم برادر! همان ايراني كه آرمانش زماني بود شهادت!!!! همان ايراني كه دودمان پهلوي ها را به باد داد!! همان ايراني كه خاكش را از عرب باز ستاند!! من همان ايرانيم برادر!! برادر جان هواست باشد!!! بر گفته هايت خوب دقت بدار كه فردا ها تو را هم در كنار محمد رضايي كه خيلي بيش از تو كبير بود نگذارم!! برادر ، من ايرانيم، و اين مرد و زن ايراني به داشتن هيچ چيز هم مشهور نباشد غيرتشان مثال زدنيست!!! دقت كن برادر!!! بد جايي را هدف گرفته اي!! بدان كه اجازه نميدهم پدرم و پدرانم را به هيچ انگاري!! فرزند عرب نيستم من!! من ايرانيم برادر، ايـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــراني.
قلم را در دستانمان ميگيريم و انشاي خود را آغاز ميكنيم! البته بر همگان واضح و مبرهن است كه قنات چيز بسيار خوبي ميباشد و كاربردهاي فراواني هم دارد!!!! قنات به چند رشته چاه ميگويند كه توسط يك تونل به يكديگر وصل ميشود و چاه اصلي هم به منابع آب زيرزميني وصل ميشود!!! البته قنات يك نام ديگر هم بنام كهريز دارد كه بابايمان ميگويد اسمش را نبر!! چون آدم را ميبرند يك جايي و چيزهايي به قسمتهايي از بدنش فرو ميكنند!! البته ما از آنجا كه يك انسان خيلي كاوشگر و در عين حال تيز هوش ميباشيم خيلي سعي و تلاش كرديم تا بفهميم چه چيزهايي را به كجا فرو ميكنند!!!! دايي جانمان هم كه مثل هميشه اطلاعات خيلي زيادي در مورد همه چيز دارد و براي خودش يك پا دانشمند محسوب ميشود هم از ما دعوت كرد تا در مغازه مكانيكيش برايمان از كهريز و قنات صحبت كند!!!! ما نيز كه كشته مرده علم اندوزي ميباشيم قبول كرديم تا برايمان يك مقداري توضيح دهند كه مقداري از سخنان گهربارشان را بطور خلاصه برايتان شرح ميدهيم!!!!ايشان گفتند كهريز* ك يك جايي است كه وقتي به آنجا ميرويم ابتدا يك مقداري ماساژ ميبينيم تا انداممان حسابي گرم شود و بعد هم يك مقدار رژيم غذايي توسط پزشكان حاذق برايمان تجويز ميشود تا خداي ناكرده دچار اضافه وزن نشويم و زبانمان لال بر اثر سكته قلبي و مننژيت نميريم!!! بعد هم يك برادراني كه خيلي مهربان هم ميباشند مي آيند و يك كاري با آدم ميكنند كه آدم خيلي خوش بحالش ميشود و دلش ميخواهد هي آنها پيش آدم بيايند!!! البته ما هرچه به دايي جانمان اصرار كرديم كه چكار ميكنند ايشان نگفتند و در جواب ما گفتند كه وقتي بزرگ شدي خودت ميفهمي!!!! البته ما از آنجا كه خيلي طالب علم هستيم و يك كامپيوتر خيلي مدل بالاي پنتيوم دو در منزل عمه جانمان داريم!!! توسط دختر عمه باهوشمان يك سرچي در اينترنت كرديم و خيلي چيزهاي جالبي در مورد كهريز*ك پيدا كرديم!!! وا اكنون ميدانيم كه آنجا يك جايي است كه در آنجا انسانهاي زبان نفهم مثل بلبل به حرف مي آيند و از تمام كارهاي بدشان توبه ميكنند و ميشوند يك آدم خيلي خوب كه ديگر هيچوقت زبان درازي نميكنند!!! البته ما تا به الان نفهميديم كهريز چه ربطي به انسان دارد!!! اما چون دايي جانمان ميگويد خيلي ربط دارد ما نيز حرفش را قبول ميكنيم!!! البته اينرا نيز بگوييم كه اين آقا جهان همسايه ما هم ظاهرا اطلاعات خيلي زيادي در مورد آن دارد!! چون چند روز پيش وقتي ما بر روي بام مستراح مشغول ديد زدن دخترشان بوديم مچ ما را گرفت و گفت تخم سگ اگه يه بار ديگه بري رو بوم مستراح ميدم تو كهريز*ك بهت چيز كنن!!!! البته ايشان يك كلمه بي ناموسي به جاي چيز فرمودند كه ما خيلي خجالت كشيديم تا برايتان بگوييم!!!! البته از آنجا كه ما ميدانيم ايشان به عمد اين حرف را نزدند ما نيز حرفش را بدل نگرفتيم و به كارمان ادامه داديم!!!! شب گذشته نيز بابايمان باز هم اطلاعات ارزشمندي در مورد همان مطلب فوق الذكر در اختيارمان گذاشتند و گفتند كه در آنجا هميشه انسانها بصورت عمودي داخل مي شوند و به صورت افقي خارج مي شوند!!! البته اين را خودمان نيز فهميديم چون يك دالانهاي خيلي باريك در آن وجود دارد كه آب در آن جريان دارد تا به مزارع برسد و نميشود بصورت افقي در آن رفت!!!! البته بابايمان يك اطلاعات خيلي مفيدي هم در مورد آنجا به مادرمان دادند كه ما از آن بي اطلاعيم!! چون آن شب كه بحث بر سر اين موضوع بود بابايمان به مادرمان گفتند كه امشب بهت نشون ميدم تو كهريز*ك چطوري اونجاي آدما رو گشاد ميكنن!!!!! البته احتمال ميدهيم منظور بابايمان از اونجاي آدم يقه بلوز مادرمان ميباشد كه كمي برايش تنگ است!!!!!!! ما از اين انشاء نتيجه ميگيريم كه قنات خيلي چيز خوبي است اما بايد ياد بگيريم استفاده صحيح از آن بكنيم تا بعدا مجبور نشويم براي گشاد كردن يقه بلوزمان دست به دامن چند نفر شويم!!!!!!
پ ن : شنيديم كه دانشگاه آ ك س ف و ر د !! به علت مردن اين يارو سال جديد تحصيليش رو كلا عزاي عمومي اعلام كرده و به هيچ كسي دكتراي * مفتي نميده ديگه!!!! اما با شناختي كه ما از اين برادران جانور داريم اينا سر خدا رو هم كلاه ميزارن تو اون دنيا و همه زمينهاي بهشت رو غصب ميكنن!!! جون ننه تون اگه يكي تون به اين زودي ها مردين حداقل يه جايي تو نزديك مستراح جهنم واسه ما هم نيگر دارين كه يهو زبونتون لال شايد بعد چن هزار سال يهو خواستيم بميريم بي سرپناه نمونيم!!!!!!!
پ ن 2 : اين قدر دهن ما رو سرويس نكنين كه هي بنويس ، بنويس!!!! بابا نوشتنمون نمياد خوب!!! هر وقت عشقمون كشيد مينويسيم اصلا!!!!
پ ن 3 : اين آست خان اوليا يه چن روزه خبر مرگش نيس!!! همينجوري دلمون خواست بهش يه گيري بديم (( دقت شود گير نه ك ي ر ))!!!!!!!!!!!!!!!!! اصلا از اين به بعد اگه هر روز يه بار نياد اينجا برامون پاچه خواري كنه هر روز بهش فحش ميديم تا بفمه ما كي هستيم!!!!
پ ن 4: ديگه بسه بابا كاسه كوزه ات رو جمع كن بلن شو برو بكارت برس!!! خسته شدم از بس بهتون سركوفت زدم!!! همينه كه بهتون ميگيم ملت بيكار!!!!!!!!!!!!!
قلم را در دستانمان ميگيريم و انشاي خود را آغاز ميكنيم!!! البته واضح و مبرهن است كه تروريست اصلا چيز خوبي نمي باشد و هركسي تروريست باشد صورتش را ميدهند يك نفر شطرنجي ميكند و در تلويزيون نشان ميدهند!!!! از آنجا كه بابا و دايي صمد ما اطلاعات بسيار زيادي در مورد تروريست ها و تروريست شدن دارند ما يك مقداري از آنها براي موضوع انشايمان كمك گرفتيم!!! بابايمان ميگويد تروريست كسي است كه به خودش يك بمب ميبندد و ميرود يك جايي خودش را منفجر ميكند!!! البته ما يك مورد اينچنيني را در چهارشنبه سوري سال قبل به چشم ديديم كه هنگام عصر عباس پسر هوشنگ خان يك بمب دستي را دستش روشن كرد و آرام برد تا بيندازد زير پاي دختر همسايه و از آنجا كه فيتيله اش كوتاه بود در دست خودش منفجر شد و دستش مثل كلم باز شد!!!! و ما با مثال پدرمان فهميديم كه عباس يك تروريست بلفطره است و ممكن است وقتي بزرگتر شد بجاي يك بمب شايد چندين بمب را در دستش منفجر كند!!!!!! دايي جانمان هم در مورد تروريست نظر ديگري دارد و ميگويد اينها خودشان تروريست هستند و مردم را ميكشند و مي اندازند به گردن بي بي سي و ديگران!!!! اما بابايمان اجازه نداد اين مورد را بنويسيم و ميگويد اگر حرف بودار بزني ميبرند و يك كاري با تو ميكنند و بعد ميايي و به همه ميگويي كه تروريست بودي و خيلي هم خطرناك بودي!!! بابايمان ميگويد تروريستها آدمهايي هستند كه كارهاي بد را يواشكي انجام ميدهند!!! من هم طي يكسري تحقيقات فهميدم كه كل خانواده ما تروريست هستند!!! چون بابايمان وقتي از خانه بيرون ميرود يواشكي با ملوك خانوم زن همسايه مان تلفني حرف ميزند و خيلي خوش بحالش ميشود !!! و دايي جانمان هم وقتي كسي در خانه نيست ميرود و در آشپزخانه روي گاز يك سيمي را سرخ ميكند و با آن چيز ميكند كه يك بوي خيلي بدي هم دارد !!! البته مادرمان هم تروريست خيلي خطرناكي است كه هم ميكشد و هم كارهاي يواشكي انجام ميدهد!!!! ما خودمان آن شب شنيديم كه بابايمان به او گفت واييي تو داري منو ميكشي يواشتر!!!!!!!!!!!!و حتي چند روز قبل هم ديديم كه مادرمان يواشكي با اقدس خانوم مادر دختر همسايه مان رفتند و فال قهوه گرفتند و به بابايمان گفتند ميريم خريد!!!! البته وقتي كه خوب دقت كرديم ديديم كه ما هم كم تروريست نيستيم!!! چون هم ميرويم و روي ديوار مستراح دختر همسايه را ديد ميزنيم و هم در كامپيوتر فيلمهاي خيلي بي ناموسي تماشا ميكنيم!!!! البته ما هرچقدر هم تروريست باشيم به خواهرمان نميرسيم چون او يك تروريست خيلي خطرناك ميباشد و هيچ كسي از كارهايش نمي تواند سر در بياورد!!!! ما از اينكه تروريست شديم خيلي ناراحت ميباشيم اما از آنجا كه نميدانستيم !!!! سعي ميكنيم تروريست خوبي باشيم و زياد مردم را اذيت نكنيم!!! نشان به آن نشان كه ديشب وقتي روي ديوار مستراح بوديم با همين جفت چشمانمان ديديم كه دختر همسايه مان لباسهايش را در آورد و حتي يك زير پوش خيلي كوچك كه معلوم بود مال خودش نيست و فقط روي سينه هايش را گرفته بود را هم در آورد ولي ما چشمانمان را محكم بستيم و نگاه نكرديم !!! البته فقط يك ذره خيلي كم نگاه كرديم چون بابايمان ميگويد يك نگاه گناهي ندارد!!!!!
ما از اين انشاء نتيجه ميگيريم كه انسان نبايد تروريست باشد و اگر هم شد بايد فقط يك بار نگاه كند!!!!!!