لــــــــــــــــــــــــــــوطي نــــامه…

دسامبر 7, 2009

ما آسد امين خان سي و چن سال داريم!!!!

دسته: Uncategorized — آسد امين خان مفلس الدوله @ 11:02 ق.ظ

از آنجا كه امر ازدواج یكی از مهمترین اصول اجتماعی ، همچنین تشكیل خانواده یكی از مهمترین وبنیادین ترین ساختارهای اجتماعی میباشد و همانطور كه میدانید حضور یك پسر مجرد ( عذب؟ یا عزب ؟)‌در میان جمعی برای آن جمع موجبات معصیت را فراهم میدارد ، لذا ما از همین تریبون رسمی اعلام میكنيم كه :

*.*.* ما آسد امين خان اصلا قصد ازدواج نداريم *.*.*

منتها دیگه خیلی اصرار میكنید …. چی بگم ؟ رشد قارچی آمار طلاق و رشد منفی ازدواج در جامعه ما ، همچنین عدم تناسب تعداد دختران نسبت به پسران ( یعنی به ازای هر پسر شيشصد دختر ) ما از جان گذشتگی میكنيم ، تن به ازدواج میدهيم !!!!!
در همین راستا ، از تمامی علاقه مندان به وصلت و واجدین شرایط دعوت به عمل می آید مشخصات خود را تا پایان وقت اداری جمعه مورخ 1388/9/20 ارسال نمایند تا ۳۰ سال دیگه كه ما حسابي پول دار شديم عقد و عروسي رو يه جا بگیریم!!!!!
مهم: محدوديت سني فقط بيست و سه سال تا 50ساله خوب مونده !!!!!!!! (( برای حفظ جمع محوری عزیزانی كه سنشون بيشتر يا كمتر هستش میتونن به عنوان خواهر در معیت و پا در ركاب ما باشن:فرنگیا میگن فمیل فرند ))!!!!
حداقل مشخصات:
قد بين 170 تا 185
وزن كمتر از 60 نباشه و بيشتر از 80 نباشه!!!!
حتما قيافه اش خوب باشه!! (( منظور از خوب يعني يه چيزي در حد جيگر به بالا ))!!!!
از نظر وضع مالي حتما يه خونه بالاي 600 متر تو شمال تهران به همراه ويلا تو نمك آبرود و چن تا ماشين حداقل 2009 به بالا كه فقط مارك بنز و بي ام و و تويوتا باشه و رنگ همشون مشكي باشه!!!! توجه كنين كه رنگ ديگه قبول نداريم!!!!!
تك فرزند باشه و پدر محترمش در جوار مرحومه مادر بزرگ ما خوابيده باشه و مادر محترمه اش هم حدالمكان كر و لال باشه و دكترها هم جوابش كرده باشن!!!!!

خيلي مهم: همين اولش گفته باشيم چون ما خيلي مبادي آداب هستيم و خيلي هم طرفدار پروپاقرص اخلاق!!!! همون اولش طرف مورد نظر رو امتحان ميكنيم ببينيم خرده شيشه داره يا نه!!!! (( منظور از خورده شيشه داشتن رابطه ج ن س ي قبل از آشنايي با ما ميباشد ))!!!!!!!

خوب ديگه زياد شلوغش نكنين بابا نوبت رو حتما رعايت كنين و نترسين به همتون ميرسه!!!!!!

پ ن : تصميمون عوض شد فعلا قصد ازدواج نداريم منتظر باشين خبرتون ميكنيم !!!!!!!!!!!!!

دسامبر 5, 2009

عاشقان عيدتان مبارك باد…

دسته: Uncategorized — آسد امين خان مفلس الدوله @ 5:30 ق.ظ

عاشقان عيدتان مبارك باد...

آنان که علی خدای خود پندارند،
کفرش به کنار؛ عجب خدایی دارند!

اي كاش در هر قرني دنيا مردي چون علي به خود ميديد! نه اينكه خود را علي بنامد و فقط علي بر زبانش باشد! عيد غدير خم بر تمام مسلماناني كه نماز نمي خوانند و روزه نميگيرند . اما دروغ نميگويند و مال مردم نمي خورند و زورگويي نمي كنند و آدم نميكشند مبارك باد

پ ن : سر يه قالب صابون شرط ميبندم از امروز اينترنت و اونترنت و موبايل و چي چيه عمه خدا بيامرز ما و خيلي چيزهاي ديگه تا چن روز به ف ا ك ميره!!!!!!!!!!!!!!!!

دسامبر 3, 2009

موضوع انشا: در مورد ادب و اخلاق بنويسيد!!!!!!

دسته: Uncategorized — آسد امين خان مفلس الدوله @ 11:13 ب.ظ

به نام خدايي که ما دانش‌آموزان و معلم‌ان را آفرید تا بتوانیم درس بخوانیم و معلم‌ها هم بتوانند درس بدهند و نان‌شان را از این راه در بیاورند و مثل شمع بسوزند و راه را برای ما کور و کچل‌های ملت روشن کنند. ما هم هیچی نفهمیم و هی بپرسیم: آقا اجازه این یعنی چی، اون یعنی چی؟ و حوصله معلم عزیزمان را که قرار است بعد از عید برایش یک جفت جوراب با جنس عالی بخریم را سر ببریم و او هم به ما بگوید: لطفاً هر چه زودتر آدم بشوید، کار داریم!!!! البته بر همگان واضح و مبرهن است كه ادب و اخلاق چيز خيلي خوبي ميباشد و انسان هميشه بايد آنها را داشته باشد تا بتواند فرد باادب و با اخلاقي شود!!!!!
اصولا ما بايد به همه احترام بگذاريم و هر وقت يك كسي را ديديم زود سلامش دهيم!!!! البته نه آنقدر زياد كه با لگد تحويلمان بگيرند!!! چون ما همين چند روز پيش به آقا جهان پدر دختر همسايه چند بار سلام داديم كه خيلي عصباني شد و فرمود كره خر چش لوچ چه خبرته صد بار سلام ميكني!!!! اما ما قسم ميخوريم كه اگر خيلي هم سلام كرده باشيم فوقش 60 بار بود يا شايد هم هشتاد بار و به صد نرسيد كه اين نشان از بيسوادي آقا جهان دارد!!!!! البته ما حق را به ايشان ميدهيم و ميدانيم چند بار بيشتر سلام كرديم ولي نامبرده فوق يك مقداري بي ادبي كردند كه ما بايد به بابايمان بگوييم تا ترتيبشان را بدهد!!! اصولا ما علاقه خيلي زيادي به احترام داريم!! ايشان خيلي خانوم خوب و مهرباني هستند و حتي بابايمان هم خيلي دوستش دارد و ما احتمال ميدهيم اگر يك روزي مادرمان بميرد بابايمان ميخواهد احترام خانوم را به عنوان مادر به ما كادو بدهد تا در روز مادر زياد احساس ناراحتي نكنيم!!!! البته ما خودمان ميدانيم كه اين احترام با آن احترام خيلي فرق دارد!!! چون اين يكي باسن خيلي بزرگي دارد و وقتي كه راه ميرود همه به آنجايش نگاه ميكنند و چشمهايشان يك جور ديگري ميشود!!!! اما آن يكي احترام چيز خوبي است كه ما به آن بيشتر از اين يكي احترام علاقه داريم!!!!يكي از افرادي كه هميشه الگوي ما در احترام گذاشتن ميباشد پدر محترممان است كه هميشه سعي ميكند خيلي احترام بگذارد و هم اينكه خيلي باادب حرف ميزند!!! مثلا همين هفته قبل كه ما دستمان را تا آستين درون دماغمان كرده بوديم و به دنبال اكتشافات جديد بوديم!!!! بابايمان گفت كه اين يك كار خيلي بد بيشرفي است و اگر يك بار ديگر ببينم كه اينكار را ميكني همچين با لگد ميزنم كه مثل چس فيل بچسبي به سقف!!!! كه مادرمان فرمودند آقاي نصيحت گو اول اين حرفها را بخودت بگو كه هميشه در حال شماره گيري با دماغ شيپوريت هستي!!!! و بابايمان در حالي كه عرقش را پاك ميكرد فرمود خانوم اين حرفهاي را پيش چه نگو كه بدآموزي دارد.!!! اون روي سگم را بالا نيار!!!!مامانمان فرمودند : اگه بالا بیاد مثلاً چی کار می کنی ؟. بعد بابایمان یک کار هایی کرد و بعد مامانمان کارهای بابایمان را جواب داد !!!!!!!
ما خودمان آنقدر فهم و شعور داریم که بقیه ماجرا را سانسور کنیم!!!!!!
البته ما نبايد شوخي هاي بيجا و بيتربيتي هم با دوستانمان بكنيم كه اين خود موجب ميشود تا ادب و اخلاقمان مثل گوه بشود و حسابي گند بزنيم به همه چيز!!! بطور مثال ديروز وقتي همين آست خان كاوه اوليا ما را كه حقايق زندگيش را به ملت شرح داديم درون جوي آب هل فرمود كه همه لباسهايمان بوي فاضلاب گرفت!!!! بعد هم فرمود كه شوخي كرديم!!! ما نيز به تلافي كارش تمام کتاب ها و دفترهایش را پاره کرديم و با سنگ سرش را شکستيم و بعد به خانه شان زنگ زديم و گفتيم : اين آست خان تصادف کرده و الان وسط خیابان افتاده است . مادر آست هم غش کرد و پدرش یک سکته ناقص زد . و ما در حالی که غش غش می خندیديم گفتيم : شوخی کرديم . با مزه بود ؟!!!!!! ولی مثل اینکه شوخی ما زیاد با مزه نبود چون خيلي اتفاقاتي بدي بعدش افتاد كه ميانه ما با نامبرده فوق الذكر مثل همان تام و جري شد!!!!!! البته ايشان يك بچه تخصي ميباشند كه اندازه ندارد اما ما به بزرگواري خودمان گناهش را بخشيديم و ديگر هم سعي نخواهيم كرد كه با سنگ او را بزنيم چون يك روش خيلي جديد ياد گرفتيم كه بعدا خودش خواهد گفت!!!!
ما از این انشا نتیجه می گیريم که انشاي ما بهترین انشاي دنیاست و معلممان باید به ما بیست بدهد!!! و در غير اينصورت آن ميخ هاي كوچكي كه بابايمان براي كفشمان خريده را به يكي از قسمتهاي حساس بدنش حواله ميكنيم!!!! البته این فقط یکی از هنر های ما است و ما هنر های دیگری هم داريم!!!! به قول خواهرمان از هر انگشتمان یک هنر می زند بیرون !!!! که اگر تعریف از خود نباشد در انشاهای بعدی در مورد این هنرها صحبت می کنيم !!!!!!!

در پایان از آست كاوه و آقا جهان و خانواده عزیزمان که ما را در نوشتن این انشا یاری کرده اند تشکر می کنيم و البته گفته باشيم كه به دلايلي اين بار در مورد دختر همسايه و ديوار مستراحشان چيزي نمي گوييم تا آنجايتان كه تا الان منتظر يك خبر از ايشان بود بسوزد!!!!

دسامبر 2, 2009

اموزش مخ زنی (در ماشین) !!!!!!

دسته: Uncategorized — آسد امين خان مفلس الدوله @ 10:40 ق.ظ

فرض کنید دارید توی خیابون رانندگی میکنید.یه دفعه چشمتون میفته به یه ماشین خوشگل پراید!!!!! (البته همتون میدونید که پراید 2 زار نمی ارزه اما چون معمولاً بهترین وسیله انتقال هلو های سطح شهر می باشد بنا براین ما بش میگیم ماشین خوشگل)!!!! خوب حالا یه کم اون قوه تخیل صاحاب مرده رو بیشتر به کار بندازید!!!!! و فکر کنید که توی اون ماشین دو تا هلوی رسیده وآبدار نشستند و دارن غش غش می گن و می خندن!!!! اگه یه کم دیگه هم فکر کنید می فهمید که در اون لحظه شما آرزو ميكنيد که کاشکی یکی از این هلو ها بغل شما باشه!!!!! باز هم فرض میکنیم شما پشت فرمان یک پیکان گوجه اي رنگ مدل 48 هستید به آینه اش هم یک عدد CD آویزوونه و پشت شیشه عقب هم نوشتند “لطفاً مرا بشویید” خوب عکس العمل شما چیه در اون حالت؟!!!!! مسلمه دیگه به طرز عجیبی به شانس خودتون لعنت می فرستید!! اما خوب نگران نباشید من راهی بتون یاد میدم که حتی با یه پیکان قراضه هم بتونی مخ جیگرترین دخترای تهران و یا ایران رو بزنید!!!!

در مرحله اول چند تا نکته رو به خاطر بسپارید:

1-اولاً هر جا که دیدید تعدادی دختر دارن از خنده غش و ضعف میرن بدونید که کارشون فقط برای تظاهر و جلب توجهه!!!!! چون:بر عکس ما پسرا , هیچ دختری نیست که برای یه دختر دیگه اونقد جذاب و شیرین سخن باشه که طرفشو به غش و ضعف بندازه!!!!!! .در ضمن ما پسرا چون خیلی شورشو در اوردیم دیگه حتی بابا ننه هم رو هم مسخره میکنیم و می خندیم اما دخترا این جوری نیستن و هیچ وقت هیچ دختری نتونسته یه دختر دیگه رو از ته دل بخندونه!!!!! آخرین دختری که تونست یه دختر دیگه رو بخندونه وقتی بود که پدربزرگ پدر جد من رفت واسه زنش هوو اورد و چون این دو تا خیلی از هم بدشون میومد وقتی که یکیشون مرد اون یکی از ته دل خندید!!!!! پس نتیجه میگیریم که خنده دخترا یعنی اینکه خواهش میکنم,استدعا دارم یکی بیاد مخ من رو بکوبه باش آبگوشت درست کنه!!!!!!
2-وقتی که توی یه ماشین تنها دو تا دختر بودند مطمئن باشید یکیشون پشت فرمونه چون اگر نباشه خوب ماشین راه نمیفته دیگه IQ!!!! خوب دخترا راننده های خوبی نیستند و موقع رانندگی 80 درصد حواسشون به رانندگیه که یه وقت اشتباه نکنن.(الان میگید پس 20 درصد بقیه کجاست؟باید عرض کنم که معمولاً دخترا فقط از 80 درصد حواسشون استفاده میکنن و به عبارت دیگه همه حواسشون رو هم که جمع کنن میشه 80 درصد و اون 20 درصد باقی مونده رو هم خدا بشون نداده تا بعداً راحت گول بخورن و عاشق شن و این طوری نسل بشر منقرض نشه!!!! !وگر نه خدا وکیلی اگه یه دختر 100 درصد حواسش جمع باشه اونوقت کی میاد زن من و تو و باباتو عموتو …. شه؟!؟!؟!!!!!) خوب پس باید حواستون رو متمرکز کنید رو اون یکی دختره و روی مخ اون کار کنید که نتیجه بهتری بگیرید!!!!!
3-تا یه ماشین دیدید که توش دو تا دختر هستند سریع نرید کنارش و بخواید شماره بدید به دو دلیل:الف:این روش قدیمی شده و در ضمن اگه هم دختری بود که شماره بگیره چون ماشین شما پیکان مدل جوادیسمه پس از شما شماره نمیگیرن!!!!!! . ب:ممکنه تصادف کنید چون در اون حالت ماشین های دیگه ای هم هستند که همزمان با شما اون ماشین خوشگل رو دیدن و چون اونها هم به روش قدیمی عمل میکنن پس سریع میخوان خودشونو برسونن بهش و اولین کسی باشن که شماره میدن و از اونجایی که تجربه نشون داده وقتی یه پسر یه دختر خوشگل میبینه دیگه مخش از کار میفته پس اگر شما هم در اون زمان با ماشینتون اونجا باشید پس احتمال تصادف زیاده!!!!!
بنابراین و با توجه به دو مورد فوق نتیجه میگیریم که وقتی یه ماشین با دو تا جیگر زنده دیدید باید سریعاً از محل دور شید و فاصله رو زیاد کنید!!!!
4- مهمترین اصل در زدن مخ یه دختر آرامشه.البته میدونم که ضربان قلب چه بخوای و چه نخوای میره رو 1000 اما باید جوری رفتار کنید که طرف نفهمه شما استرس دارید.!!!!! حتی الامکان می تونید واسه اینکه نشون بدید چقدر آرامش دارید در حال حرکت در ماشین رو باز کنید و بپرید بیرون و این نشان دهنده اوج آرامش و ابله بودن شماست!!!!!
5- خیلی وقتا اتفاق میفته که وقتی یه ماشین رو به عنوان سوژه در نظر میگیرید در همین حال یه ماشین دیگه هم پیدا میشه و شما میمونید که از این دو تا ماشین کدومشون رو انتخاب کنید.راستش این مشکلیه که تا حالا خودمم هم راه حلی واسش پیدا نکردم ولی خوب شما میتونید در این مواقع خیالتون رو یه کم راحت کنید از این بابت که من نویسنده هم سردرگم میشم چه برسه به تو!!!!!
6- هیچ وقت وقتی که یه ماشین خوشگل دیدید سعی نکنید که عملیات محیرالعقول انجام بدید و چه میدونم سرعتو زیاد کنید و لایی بکشید واینا….چون واقعاً لایی کشیدن یک پیکان جوانان گوجه اي از نوع خوابيده كه دور لاستيك هاش هم سفيده از بین چند تا پژو و پراید و ماکسیما و زانتيا و هزار تا كوفت و زهر مار ديگه صحنه چندان خوشایندی نیست و اولین فکری که در این حالت به ذهن بیننده خطور میکنه اینه که احتمالاً راننده پیکان از ده اومده!!!!!!!
7-یه نکته خیلی خیلی مهم رو به خاطر بسپارید و اون اینکه مطمئن شید که اون دو نفری که توی ماشین پراید نشستند و یکی از یکی خوشگل ترند مادر و فرزند نباشند .به هر حال امروزه با پیشرفت علوم و فنون !!!!!! بعضی وقتا مادره از دختره جوون تر میشه پس حتماً حواستون جمع باشه!!!!
8- سعی کنید وقتی یه ماشین خوشگل دیدید صدای ضبط ماشینو زیاد نکنید که کل خیابون برگردن ماشین شما رو نگاه کنند چون دیگه اینکه آدم آهنگ تکنو بذاره و صداشو زیاد کنه واقعاً خز و خیل شده و در ضمن این جوری ممکنه دافیه هم بپره به هر حال اونا دخترن دیگه مثل ما پسرا که نیستن!!!!! کارشون حساب و کتاب نداره….!!!!!!
9- و ….!!!!!
خوب حالا که مراحل بالا رو با دقت بشون توجه کردید میرسیم به مرحله اصلی یعنی زدن مخ اون خانوم خوشگلا با توجه به اینکه اونا پراید یا 206 یا چه میدونم یه ماشین درست و حسابی تر دارن و شما یه پیکان جوانان گوجه اي خوابيده دور لاستيك سفيد و یا فوق فوقش یه پیکان بنفش متالیک !!!! که روی داشبوردش از این سگا هست که کلشون تکون میخوره!!!!!
به نظر شما این کار شدنیه یا نه؟اگر من بگم آره باور میکنید؟درسته این کار شدنیه اما خیلی سخته!!!!!!
بابا جان ما توی زانتیا و از اين نميدونم اسماشون رو ماشيناي خارجكيه گنده منده!!!! که میشینیم به زحمت میریم مخ یه دختره رو که عقب وانت نشسته میزنیم اونوقت تو با یه پیکان جوانان گوجه اي خوابيده دور لاستيك سفيد میخوای مخ یه دختر جیگر بالا شهری رو بزنی؟برو بابا برو روتو کم کن!!!!!خدا روزیتو جای دیگه حواله کنه….!!!!!!!

پ ن : قابل توجه آست كاوه خان اوليا كه ميخواد به هر ترتيب ممكن مخ كل دختراي ساكن در دنياي اينترنت و اونترنت رو بزنه !!!! اين متن در اصل واسه تو بود اخوي خان جان!!!! آخه چن بار بيام بگم هان؟؟؟ !!! بابا خجالتم خوب چيزيه چيزت رو از اين ملت بكش !!!!!!
پ ن 2: هان؟!!! چتون شده؟؟ !!!!! اونجاتون تا ته اعماقش سوخت 2 تا آپ با فاصله كم كرديم؟؟!!!!!!
پ ن 3: كليه هلوهاي ماشين هاي خوشگل، دختر همسايه محسوب ميشن !!! چشاتون رو درويش ميكنين يا خودم بيام بكنم؟؟؟!!!!!!!!!!!

دسامبر 1, 2009

نامه برادر مفنگي به اوس كريمش…!!!!!!!!!!

دسته: Uncategorized — آسد امين خان مفلس الدوله @ 7:44 ق.ظ

سامو علیکم خدا …!!!!!!
چاکرتیم به مولا … خیلی نوکرتیم … خیلی آقایی … خاک زیر پاتیم !!!!!!
خدا جون … قربون اون مرامت … فدای اون کرمت … یکم تحویلات …!!!!!
الله وکیلی خیلی گلی … بدجور با مرامی …
آره میدونم الان چی فک میکنی …میگی کره خر باز تو کــارت گیر کردیاد ما کردی ؟؟؟؟!!!!!!!!!

نه به مولا !!!! نه به جون مادرم !!!! همیشه کوچیکتم … تو فقـــــــــــــط …فقط‎ِ فقط سیم ثانیه مارو داشته باش بسمونه … تازه کــــلیم جو گیر
میشیم واسه خودمون …!!!!
یعنی انقد سرت شولوغه که سیم ثانیه از وقتت نمیرسه به ما ؟؟!!!!
بابا BUSY !!!!!!! بابا اینکاره … !!!!!

خدا جون ما که با هم این حرفارو نداریم … با هر کی رودرواســـــــــی
میشم !!!! بـــگم‌ ؟؟!!!!!!!!!
ایــــــــــــول … از قدیم گفتن سکوت نشونه رضایته …!!!!!!!
نمیــــــــــــــدونم از کجاش شروع کنم … از دلتنگیام … از بدبختیام …
از عمله بازیام …!!!!!!
خدا جون چن وقته بد جوری میخورم تو دیوار … ! !!!!!حالم گرفتست … !!!!!
دستم به دومنت …. یه کاری بکن واسه ما ! یه جوری جبران میکنیم!!!!!!
عمله افغانی داره آجر میندازه بالا … میگم داداش خسته نباشی ….میگه خسته نیستم با پاک فوم پاک کردم …!!!!!!
سرم مو ورداشته … گچ سبز گرفتم … بچه 2 ساله میگه : خــــدا بد نده سید!!!!!
از این گشت ویژه ها نمیگم واست که دلم پر خونه! راست راست هم که را میری گیر میدن …!!!!!!
خلاصه اینجوریاست … دریاب مارو … منم جای پــــــــــسر خودتم …!!!!!
دیگه سرتو درد نمیارم … جون جبرئیل جواب ناممو بده ….!!!!!!!
کاری باری ….؟ بازم برات نامه مینویسم !!!!!! حتی اگه جواب این ناممو ندی ….!!!!!!
خودت حافظ !!!!!!!!

نوامبر 27, 2009

من ايرانيـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم…

دسته: Uncategorized — آسد امين خان مفلس الدوله @ 6:38 ق.ظ

چشمهايت را بدون آنكه به خود زحمتي بدهي باز كن، همانطور كه در هنگام صبح، بدون زحمت و فشار، چشمها را ميگشايي، بيدار ميشوي و ميبيني كه پرتو خورشيد دارد صورتت را نوازش ميكند، پرندگان در حياط خانه مي خوانند و در لابه لاي شاخه ها بازي ميكنند، سر و صداي اتومبيلها در خيابان بگوش مي رسد و صداي گفت و گوي همسايه ها مي آيد. آنگاه با خود ميگويي : (( آه ، چه خوب!!! صبح آمده است!!!)). حقيقت نيز به همين راحتي تجربه مي شود. در غير اينصورت، هيچگاه تجربه نخواهد شد. اين طنزي بيش نيست كه پيشينيانمان را به سخره گيريم و به هيچ انگاريم!!! در سايه حذف نام پادشاهان ايراني از كتب درسي فرزندانمان تمام حكومتهاي پيشين را به هيچ انگاريم و خود را برترين!!! تخت جمشيد و پاسارگاد و غيره و ذالك ديگر نمادي براي فرزندانمان نخواهند بود!!! همين انرژي هسته اي ما را كفايت ميكند!! اصلا تمام اين كره خاكي را ما خودمان ساختيم !! پيشينيان كيلويي به چند؟؟!!! گور پدر ابن سينا و كوروش كبير!!! همين محمود و مصباح ما را كفايت ميكند!!! اصلا هر چيز خوبي كه در دنيا بود و هست ما خودمان داشتيم!!! من مسلمانم برادر!! دينم اسلام است! اما قبلتر از آن من ايرانيم!! ايـــــــــــــــراني!! قرآن كتاب مقدسم هست و خواهد بود!! اما بوستان و گلستان و شفا و قانون نيز برايم به همان مقدار قابل احترام است! من ايرانيم برادر، نشان به همان نشاني كه در خرابه هاي تخت جمشيد از نياكانم باقيست. من ايرانيم برادر، نشان به همان خرابه هاي شوش و قلعه بابك و آتشكده هاي نشسته بر خاك!!! من ايرانيم برادر، مشهد برايم همانقدر مقدس است كه شيراز و اصفهان هست!!! پدرم هميشه ميگفت تا چيزي برايت ثابت نشده باورش مكن!!! اينگونه بود كه در پي اثبات خدا بودم و براي خود اثباتش كردم و ميپرستمش! اما چگونه ميتوانم فراموش كنم كوروش و داريوش و كريمخان را؟؟!!! چگونه ميتوانم فراموش كنم خونهاي اجدادم را كه زير سم اسبان مغول و روس و انگليس جان دادند؟؟!!! من ايرانيم برادر، عرب نيستم من!!! ملخ خور نبوده اجدادم!!! بيستون را من ساختم، پاسارگاد مال من و فرزندانم خواهد ماند!!! تو به چه جراتي گذشته مرا به هيچ انگاشتي؟؟!!! برو از خاكم، از وطنم، از خانه ام!!!! من ايرانيم برادر، برايم همت و باكري به همان مقدار ارزشمند است كه اميركبير و كريم خان و كاوه بود!!! بخدا قسم ارگ بم و سي و سه پل و بازار تبريز و كاخ بيستون را اعراب نساخت!!! كار من و بود و دوستانم!!! من ايرانيم برادر! همان ايراني كه آرمانش زماني بود شهادت!!!! همان ايراني كه دودمان پهلوي ها را به باد داد!! همان ايراني كه خاكش را از عرب باز ستاند!! من همان ايرانيم برادر!! برادر جان هواست باشد!!! بر گفته هايت خوب دقت بدار كه فردا ها تو را هم در كنار محمد رضايي كه خيلي بيش از تو كبير بود نگذارم!! برادر ، من ايرانيم، و اين مرد و زن ايراني به داشتن هيچ چيز هم مشهور نباشد غيرتشان مثال زدنيست!!! دقت كن برادر!!! بد جايي را هدف گرفته اي!! بدان كه اجازه نميدهم پدرم و پدرانم را به هيچ انگاري!! فرزند عرب نيستم من!! من ايرانيم برادر، ايـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــراني.

نوامبر 23, 2009

قنات را شرح دهيد!!!

دسته: Uncategorized — آسد امين خان مفلس الدوله @ 3:30 ق.ظ

قلم را در دستانمان ميگيريم و انشاي خود را آغاز ميكنيم! البته بر همگان واضح و مبرهن است كه قنات چيز بسيار خوبي ميباشد و كاربردهاي فراواني هم دارد!!!! قنات به چند رشته چاه ميگويند كه توسط يك تونل به يكديگر وصل ميشود و چاه اصلي هم به منابع آب زيرزميني وصل ميشود!!! البته قنات يك نام ديگر هم بنام كهريز دارد كه بابايمان ميگويد اسمش را نبر!! چون آدم را ميبرند يك جايي و چيزهايي به قسمتهايي از بدنش فرو ميكنند!! البته ما از آنجا كه يك انسان خيلي كاوشگر و در عين حال تيز هوش ميباشيم خيلي سعي و تلاش كرديم تا بفهميم چه چيزهايي را به كجا فرو ميكنند!!!! دايي جانمان هم كه مثل هميشه اطلاعات خيلي زيادي در مورد همه چيز دارد و براي خودش يك پا دانشمند محسوب ميشود هم از ما دعوت كرد تا در مغازه مكانيكيش برايمان از كهريز و قنات صحبت كند!!!! ما نيز كه كشته مرده علم اندوزي ميباشيم قبول كرديم تا برايمان يك مقداري توضيح دهند كه مقداري از سخنان گهربارشان را بطور خلاصه برايتان شرح ميدهيم!!!!ايشان گفتند كهريز* ك يك جايي است كه وقتي به آنجا ميرويم ابتدا يك مقداري ماساژ ميبينيم تا انداممان حسابي گرم شود و بعد هم يك مقدار رژيم غذايي توسط پزشكان حاذق برايمان تجويز ميشود تا خداي ناكرده دچار اضافه وزن نشويم و زبانمان لال بر اثر سكته قلبي و مننژيت نميريم!!! بعد هم يك برادراني كه خيلي مهربان هم ميباشند مي آيند و يك كاري با آدم ميكنند كه آدم خيلي خوش بحالش ميشود و دلش ميخواهد هي آنها پيش آدم بيايند!!! البته ما هرچه به دايي جانمان اصرار كرديم كه چكار ميكنند ايشان نگفتند و در جواب ما گفتند كه وقتي بزرگ شدي خودت ميفهمي!!!! البته ما از آنجا كه خيلي طالب علم هستيم و يك كامپيوتر خيلي مدل بالاي پنتيوم دو در منزل عمه جانمان داريم!!! توسط دختر عمه باهوشمان يك سرچي در اينترنت كرديم و خيلي چيزهاي جالبي در مورد كهريز*ك پيدا كرديم!!! وا اكنون ميدانيم كه آنجا يك جايي است كه در آنجا انسانهاي زبان نفهم مثل بلبل به حرف مي آيند و از تمام كارهاي بدشان توبه ميكنند و ميشوند يك آدم خيلي خوب كه ديگر هيچوقت زبان درازي نميكنند!!! البته ما تا به الان نفهميديم كهريز چه ربطي به انسان دارد!!! اما چون دايي جانمان ميگويد خيلي ربط دارد ما نيز حرفش را قبول ميكنيم!!! البته اينرا نيز بگوييم كه اين آقا جهان همسايه ما هم ظاهرا اطلاعات خيلي زيادي در مورد آن دارد!! چون چند روز پيش وقتي ما بر روي بام مستراح مشغول ديد زدن دخترشان بوديم مچ ما را گرفت و گفت تخم سگ اگه يه بار ديگه بري رو بوم مستراح ميدم تو كهريز*ك بهت چيز كنن!!!! البته ايشان يك كلمه بي ناموسي به جاي چيز فرمودند كه ما خيلي خجالت كشيديم تا برايتان بگوييم!!!! البته از آنجا كه ما ميدانيم ايشان به عمد اين حرف را نزدند ما نيز حرفش را بدل نگرفتيم و به كارمان ادامه داديم!!!! شب گذشته نيز بابايمان باز هم اطلاعات ارزشمندي در مورد همان مطلب فوق الذكر در اختيارمان گذاشتند و گفتند كه در آنجا هميشه انسانها بصورت عمودي داخل مي شوند و به صورت افقي خارج مي شوند!!! البته اين را خودمان نيز فهميديم چون يك دالانهاي خيلي باريك در آن وجود دارد كه آب در آن جريان دارد تا به مزارع برسد و نميشود بصورت افقي در آن رفت!!!! البته بابايمان يك اطلاعات خيلي مفيدي هم در مورد آنجا به مادرمان دادند كه ما از آن بي اطلاعيم!! چون آن شب كه بحث بر سر اين موضوع بود بابايمان به مادرمان گفتند كه امشب بهت نشون ميدم تو كهريز*ك چطوري اونجاي آدما رو گشاد ميكنن!!!!! البته احتمال ميدهيم منظور بابايمان از اونجاي آدم يقه بلوز مادرمان ميباشد كه كمي برايش تنگ است!!!!!!! ما از اين انشاء نتيجه ميگيريم كه قنات خيلي چيز خوبي است اما بايد ياد بگيريم استفاده صحيح از آن بكنيم تا بعدا مجبور نشويم براي گشاد كردن يقه بلوزمان دست به دامن چند نفر شويم!!!!!!

پ ن : شنيديم كه دانشگاه آ ك س ف و ر د !! به علت مردن اين يارو سال جديد تحصيليش رو كلا عزاي عمومي اعلام كرده و به هيچ كسي دكتراي * مفتي نميده ديگه!!!! اما با شناختي كه ما از اين برادران جانور داريم اينا سر خدا رو هم كلاه ميزارن تو اون دنيا و همه زمينهاي بهشت رو غصب ميكنن!!! جون ننه تون اگه يكي تون به اين زودي ها مردين حداقل يه جايي تو نزديك مستراح جهنم واسه ما هم نيگر دارين كه يهو زبونتون لال شايد بعد چن هزار سال يهو خواستيم بميريم بي سرپناه نمونيم!!!!!!!
پ ن 2 : اين قدر دهن ما رو سرويس نكنين كه هي بنويس ، بنويس!!!! بابا نوشتنمون نمياد خوب!!! هر وقت عشقمون كشيد مينويسيم اصلا!!!!
پ ن 3 : اين آست خان اوليا يه چن روزه خبر مرگش نيس!!! همينجوري دلمون خواست بهش يه گيري بديم (( دقت شود گير نه ك ي ر ))!!!!!!!!!!!!!!!!! اصلا از اين به بعد اگه هر روز يه بار نياد اينجا برامون پاچه خواري كنه هر روز بهش فحش ميديم تا بفمه ما كي هستيم!!!!
پ ن 4: ديگه بسه بابا كاسه كوزه ات رو جمع كن بلن شو برو بكارت برس!!! خسته شدم از بس بهتون سركوفت زدم!!! همينه كه بهتون ميگيم ملت بيكار!!!!!!!!!!!!!

نوامبر 20, 2009

تروريست را شرح دهيد!!!!

دسته: Uncategorized — آسد امين خان مفلس الدوله @ 11:11 ق.ظ

قلم را در دستانمان ميگيريم و انشاي خود را آغاز ميكنيم!!! البته واضح و مبرهن است كه تروريست اصلا چيز خوبي نمي باشد و هركسي تروريست باشد صورتش را ميدهند يك نفر شطرنجي ميكند و در تلويزيون نشان ميدهند!!!! از آنجا كه بابا و دايي صمد ما اطلاعات بسيار زيادي در مورد تروريست ها و تروريست شدن دارند ما يك مقداري از آنها براي موضوع انشايمان كمك گرفتيم!!! بابايمان ميگويد تروريست كسي است كه به خودش يك بمب ميبندد و ميرود يك جايي خودش را منفجر ميكند!!! البته ما يك مورد اينچنيني را در چهارشنبه سوري سال قبل به چشم ديديم كه هنگام عصر عباس پسر هوشنگ خان يك بمب دستي را دستش روشن كرد و آرام برد تا بيندازد زير پاي دختر همسايه و از آنجا كه فيتيله اش كوتاه بود در دست خودش منفجر شد و دستش مثل كلم باز شد!!!! و ما با مثال پدرمان فهميديم كه عباس يك تروريست بلفطره است و ممكن است وقتي بزرگتر شد بجاي يك بمب شايد چندين بمب را در دستش منفجر كند!!!!!! دايي جانمان هم در مورد تروريست نظر ديگري دارد و ميگويد اينها خودشان تروريست هستند و مردم را ميكشند و مي اندازند به گردن بي بي سي و ديگران!!!! اما بابايمان اجازه نداد اين مورد را بنويسيم و ميگويد اگر حرف بودار بزني ميبرند و يك كاري با تو ميكنند و بعد ميايي و به همه ميگويي كه تروريست بودي و خيلي هم خطرناك بودي!!! بابايمان ميگويد تروريستها آدمهايي هستند كه كارهاي بد را يواشكي انجام ميدهند!!! من هم طي يكسري تحقيقات فهميدم كه كل خانواده ما تروريست هستند!!! چون بابايمان وقتي از خانه بيرون ميرود يواشكي با ملوك خانوم زن همسايه مان تلفني حرف ميزند و خيلي خوش بحالش ميشود !!! و دايي جانمان هم وقتي كسي در خانه نيست ميرود و در آشپزخانه روي گاز يك سيمي را سرخ ميكند و با آن چيز ميكند كه يك بوي خيلي بدي هم دارد !!! البته مادرمان هم تروريست خيلي خطرناكي است كه هم ميكشد و هم كارهاي يواشكي انجام ميدهد!!!! ما خودمان آن شب شنيديم كه بابايمان به او گفت واييي تو داري منو ميكشي يواشتر!!!!!!!!!!!!و حتي چند روز قبل هم ديديم كه مادرمان يواشكي با اقدس خانوم مادر دختر همسايه مان رفتند و فال قهوه گرفتند و به بابايمان گفتند ميريم خريد!!!! البته وقتي كه خوب دقت كرديم ديديم كه ما هم كم تروريست نيستيم!!! چون هم ميرويم و روي ديوار مستراح دختر همسايه را ديد ميزنيم و هم در كامپيوتر فيلمهاي خيلي بي ناموسي تماشا ميكنيم!!!! البته ما هرچقدر هم تروريست باشيم به خواهرمان نميرسيم چون او يك تروريست خيلي خطرناك ميباشد و هيچ كسي از كارهايش نمي تواند سر در بياورد!!!! ما از اينكه تروريست شديم خيلي ناراحت ميباشيم اما از آنجا كه نميدانستيم !!!! سعي ميكنيم تروريست خوبي باشيم و زياد مردم را اذيت نكنيم!!! نشان به آن نشان كه ديشب وقتي روي ديوار مستراح بوديم با همين جفت چشمانمان ديديم كه دختر همسايه مان لباسهايش را در آورد و حتي يك زير پوش خيلي كوچك كه معلوم بود مال خودش نيست و فقط روي سينه هايش را گرفته بود را هم در آورد ولي ما چشمانمان را محكم بستيم و نگاه نكرديم !!! البته فقط يك ذره خيلي كم نگاه كرديم چون بابايمان ميگويد يك نگاه گناهي ندارد!!!!!
ما از اين انشاء نتيجه ميگيريم كه انسان نبايد تروريست باشد و اگر هم شد بايد فقط يك بار نگاه كند!!!!!!

نوامبر 19, 2009

آقايان خوش صدا…!!!!!!!!!

دسته: Uncategorized — آسد امين خان مفلس الدوله @ 2:20 ق.ظ

اين عوض شدن آب و هوا هم بدجوري دامن ما رو گرفته !!! همچين كه ديگه هوش و حواس درس حسابي هم برامون نمونده !!! يادش بخير قديما باز ملتفت ميشديم مثلا ديروز ناهار همسايه چي كوفت كرده !!! اما الان كم مونده اسم خودمون رو هم فراموش كنيم !!! در همين باب هم شديدا دچار كمبود سو‍ژه شديم و الان چن روزه كه داريم خودمون رو جر ميديم شايد يه چيزي پيدا كنيم بديم بخورد اين ملت مفلوك تا يه كم نيششون باز شه !!!! يكي از مزدوران قلم بدست جيره خوارمون يه پيشنهاد دادن كه آقاجان بيا و در مورد موذن جماعت بنويس !!! ما هم كه ديگه خراب رفاقتيم نتونستيم بهشون نه بگيم !!!
يه مدتي رفته بوديم تو يكي از دهات مرزي زندگي ميكرديم !!! كه سني مذهب و كرد بودن و شكر خدا نه ما زبونشون رو حالي ميشديم نه اونا ميفهميدن ما چي ميگيم !!! خونه اي هم كه توش ميمونديم روبروش مسجد بود !!!!! خوب البته اين موضوع اتفاقي نبود به جان عمه مرحوممون!!! از بس ما بچه مثبت و مذهبي هستيم كه هرجا بخواييم بريم حتما بايد جلومون يه مسجدي امامزاده اي باشه!!! خلاصه اين مسجد مورد نظر هم يه اتاق بود اندازه يه زمين بسكتبال !! بجاش رو پشت بومش يه دكل نصب كرده بودن كه طولش حداقل 10 متري ميشد و روش هم تا جايي كه جا داشت از اين بلندگو شيپوريها نصب كرده بودن كه الحمدالله همشون هم بخوبي كار ميكردن!!!!! اوايل كه ما تازه وارد بوديم و محو زيباييهاي ده مورد بحث شده بوديم و خواب و خوراك نداشتيم و همه سوراخ سنبه هاش حتي طويله و مستراح منزل همسايه رو هم گشت زديم !!!! (( لازم بذكر است كه اونجا هم اتفاقا !!!!! اين همسايه ما به تعداد كافي دختر داشت كه ما حتي تا روزي كه اونجا بوديم نتونستيم همشون رو بشناسيم ))!!!!! ما اون اولها هيچي حاليمون نبود !! بعد تر كه يه كم همه جا برامون عادي شد بيشتر وقتمون رو تو خونه بوديم !! حالا يا كتاب ميخونديم يا ميخوابيديم يا هم كه رو پشت بوم مستراح همسايه كشيك ميداديم!!!! اين مسجد هم يه موذن داشت كه خدا خيرش بده و واسه اهالي نيگرش داره!! حدودا 70 سالي داشت و ماشاالله چنان صدايي داشت كه انگار يه آدم بيست و چند ساله هست !!!!خلاصه چنان دماري از روزگار ما درمياورد كه نگو !!! ما حاضر بوديم 24 ساعت شبانه روز رو به آهنگهاي جوات خان يساري گوش بديم و تو TV حرفهاي محمود رو گوش كنيم اما اين برادر بزرگوار برامون اذان نخونه!!!!!حالا حساب كن صبح ساعت 4:30 كه داري خواب دختر همسايه رو ميبيني و تازه تو طويله دست به گردنش انداختي يهو صداي چنان الله اكبري زمين و زمان رو ميگيره كه انگار آخرالزمون شده!!! يعني باور كنيد تو اين مدت مخصوصا صبح ها ديگه تمام امواتمون اومدن و جلومون شروع كردن به رقص بندري !!!! اين برادرمون هم كه خيلي پر نفس بود و مشخص بود تو اين كار تبحر خاصي داره و كلي كت و شلوار تو اين راه پاره كرده چنان كلمات رو كش ميداد كه يه اذان گفتن نيم ساعت طول ميكشيد !!!! خلاصه نتيجه اين شد كه ما سحر خيز شديم و هميشه صبحها 5 دقيقه مونده به اذان صبح از خواب بيدار ميشديم و تو دلمون يه بيلاخ گنده به برادر مومنمون نشون ميداديم !!! تازه خدا اون روز رو نمي آورد كه تو اين ده يكي ميخواست بميره!!!! يعني كار و زندگي بطور كل تعطيل بود و ما بايد سر به كوه و بيابون ميزاشتيم!!!! چون مراسمشون از ساعت 9 صبح تا 6 عصر طول ميكشيد و اين بنده خدا يه نفس واسه ملت شروع ميكرد به خوندن قرآن و ذكر اونم بمدت يه هفته تمام!!!
البته خدا رو شكر تو محل ما يه مسجد هست كه موذنش وقتي ميخواد اذان بگه آدم ميگه كاش اين اذان گفتنش تموم نميشد!! اونقدر قشنگ ميخونه و صداي خوبي داره كه نميدونم چرا بيجهت دلمون براي مرحوم هايده و ساير اساتيد اهل فن تنگ ميشه!!!!! حالا اگه امكاناتش رو نداري كه بري دهاتي كه ما گفتيم زياد غصه نخور!!!! به حساب ما بلن شو برو يه چن روزي تو دروازه غار بمون تو خونه عوض سگ دست تا بفهمي ما چي كشيديم!!!!!

پ ن : آقا جان ما بد رقم بي سوژه شديم اگه سوژه درس حسابي داري راه دوري نميره يه تقلبي به ما بدين خير امواتتون!!!!!!!

نوامبر 16, 2009

معرفي رفيقامون 2

دسته: Uncategorized — آسد امين خان مفلس الدوله @ 9:23 ق.ظ

9- مهسا با وبلاگ هرچي دلم بخواد
اين خانوم هم عشق دكتري كورش كرده واسه همين الان 20 ساله داره ميره يه درمانگاه صبح تا غروب زمين جارو ميكنه و خودشو به ملت خانوم دكتر معرفي ميكنه !!! اينطور كه شنيديم از نوادگان مرحوم دراكولا هست هر جا يه موش ميبينه سريع ميگيره خونش رو ميمكه !!! از بس توخونه تحويلش نميگيرن و بهش غذا نميدن شيكمش چسبيده به پشتش و خبرنگاراي خارجي ميان ازش عكس ميگيرن و تو روزنامه هاشون ميندازن به عنوان اينكه نمونه اي از ملت گرسنه ايران !!!! سال قبل ما يه حوله داشتيم كه باهاش ماشين پاك ميكرديم وقتي كهنه شد انداختيمش سطل زباله و فرداش ديديم اين خانوم ورداشته واسه خودش يه مانتو دوخته باهاش !!! دوستان هركي صدقه اي چيزي داره بياره بده ما واسه اين بنده خدا 4 تا نون بربري با يه دستمال بگيريم تا واسه خودش لباس بدوزه و از گرسنه گي تلف نشه !!!!
10- مليحه با وبلاگ برگهاي هزار رنگ پاييزي
اين خانوم 1400 سال پيش با يه بابايي نامزد كرد و الان هم با فسيل نامزدش داره زندگي ميكنه و از وقتي ما شناختيمش قراره باهاش عروسي كنه !!! نيشش هميشه بازه و دايم داره قر ميزنه البته تفك تقصيري نداره از بس سركوفت زدن بهش رواني شده !!!! طرف تو يكي از دهات اطراف كوههاي مشهد زندگي ميكنه و نذر كرده اگه عروسيشون سر بگيره تنهايي بره همه مستراحهاي عمومي مشهد رو پاك كنه !!!! وبلاگش رو هم ول كن فعلا تحت تعقيب پليس اينتر پل هس !!!! رو وبلاگشم ردياب كار گذاشتن اگه پات برسه اونورا دهنت مثل كف اتوبان صاف ميشه از ما گفتن !!!!!
11- اكرم با وبلاگ آيلين
يه خانومه كه مثلا داره از دخترش مينويسه !! اما وقتي ميري وبلاگش ميبيني داره ميميره از فضولي فقط كارش اين شده كه سرك بكشه تو زندگيه مادر شوهرش و زيرآبش رو بزنه !!! جديدا هم جار انداخته كه ميخواد كارشناسي ارشد بخونه !!! انگار ملت خنگن و نميفمن !!! اين هنوز مدرك پنجم ابتداييش رو نتونسته بگيره بابام جان!! ما همين چن وقت پيش تلفني با مدير مدرسش صحبت ميكرديم يارو برگشت گفت اين خانوم مارو كشت تا تونست خوندن نوشتن ياد بگيره !!!! يه بچه تخس هم داره كه ازش حرف نزنم بهتره !!! از ما نشنيده بگيرين چن وقت پيشا شوهرش زن چهارمش رو هم گرفت!!! ما ديگه نميگيم خودتون برين وبلاگش تا بفهمين چي گفتيم !! فقط هواستون باشه كه 6 تا گردن كلفت واستادن دم در وبلاگش ملت رو ميزنن!!!!
12- سعيد با وبلاگ دانلود عكس
اينم كه داداشه گردن كلفت همين خانوم بالايي هست!!!! كارش شده تيغ زني از زنها !!! ميره مخ دخترها رو ميزنه بعدش با 14 تا از رفيقهاش ميريزن سر دختر بخت برگشته و لختش ميكنن و عكسهاي آنچناني ازش ميگيرن و محض خنده ميزاره تو وبلاگش !!! تا حالا 13 بار سابقه حبس ابد داره!!! زبونش هم صد مرتبه تند تر از فلفل هنديه !!! اين يكي رو پيشنهاد ميكنيم برين تو وبلاگش تا خاك عالم تو سرتون شه !!!!!
13- نوگل با وبلاگ بيقراريهاي يك زن
واه واه خدا بدور !!! خدا نصيب محمود هم نكنه !!! يه چيزي ميگم يه چيزي ميشنفين !!! عفريته اي هس واسه خودش !!! يه شهر رو بهم زده !! تا حالا 33 بار شوهر كرده كه همشون سه طلاقه اش كردن !!! خودش جار انداخته 14 ساله هس !!! اما وقتي ميبينيش ياد مرحومه مغفوره نور بقبرش بباره !!! زن يزدگرد سوم ميفتي !!! دقيقا باهاش مو نميزنه !!! يه بار به پاهامون افتاد و التماسمون كرد كه منو كفن كني فقط يه بار بيا يه چك بزن دم گوشم و برو !!!! ما هم كه دل رحم !!! رفتيم كه يكي بخوابونيم بيخ گوشش ديديم جلل الخالق !!! اين ديگه كيه !!! شروع به داد و بيداد كرد كه اي جماعت اين ميخواس بما چيز كنه !!!!!!!! حالا خوبه ملت هميشه در صحنه مارو خوب ميشناسن !!! كلي مكافات كشيديم تا دم به تله نداديم !!! وبلاگش هم شبيه سطل زباله ميوه فروش سر كوچه مون هس !!!!!!!
14- عركج با وبلاگ ايران هفت
يه ملت رو گذاشته سر كار !!! به خانومها خاله ميگه به آقايون عمو‌ !!! اما خودش پوز حضرت نوح رو زده تو سن و سال !!! از يازده تا زني كه صيغه كرده بود شصت و شيش تا بچه داره كه نصفشون پسرن از بقيه خبر ندارم كه چي هستن !!!! يك آدم آب زير كاهي هس كه نگو !!!!! از ما نشنيده بگيريد ولي شنيدين از گردن كلفت هاي پنتاگون هس كه تو اغتشاشات هم رفيق فاب همين م و س و ي بود !!! حواستون باشه پا تو وبلاگش نزارين !!! درجا آيپي شما ميره تو سايت سيا و دو سوته ترتيبتون رو ميدن !!! حالا اگه دلتون ميخواد چيزتون كنن بسم الله !!!!
15- هديه با وبلاگ دنياي ديوانه ديوانه…
اسم وبلاگش برگرفته از خودش هس !!! من نميدونم اين تيمارستانهاي ما كه يه عالمه پول از بيت المال ميگيرن چرا ميزارن يه همچين آدمهايي صاف صاف واسه خودشون بگردن!!!!! ما كه هيچ وقت نميريم طرف وبلاگش اما از يكي شنيديم كه جديدا رابينسون كروزوئه بدبخت ننه مورده رو كارتون كرده گذاشته تو وبلاگش !! آخه يكي نيس بگه تو با اين شخصيت سياسي چيكار داري هان؟؟؟!!!!! ما شخصا حاضريم يه بابايي پيدا شه تا كل ثروتمون رو بهش بديم تا با يه تراكتور بره رو مخ اين خانومه چن تا تك چرخ بزنه !!!! فقط گفته باشم پا تو وبلاگش بزارين اسمتون رو از تو شناسنامه مون پاك ميكنيم!!!!!!!!!
16- هان همونيه كه پست قبل اسمش رو ننوشتم تا اونجاتون تا همين الان بسوزه !!!! سارا با وبلاگ استواري امن زمين!!!
اينو شماهام ميشناسين اما نه مثل ما !!! اين بشر خودش رو واستون يه جور ديگه شناسونده به مولا !!!! هيچ ميدونستين شوهرش يكي از جيب برهاي سرشناس ميدون شوشه؟؟!!!!!! هيچ بهتون گفته داداشش بزرگترين خرده فروش مواد تو ميدون راه آهن هست؟؟ !!!!! آره صحبت از همين خاندان جاني و قاتل ميليونها جوان رشيد ميكنم !!!! خود خودشه !!!! ميدونين شغلش چيه؟؟ !!! قديم ها شوفر ميني بوس بود تو خط شوش راه آهن كار ميكرد !!! جديدا پيشرفت كرده ميره در خونه ها دعا نويسي ميكنه!!! يك آدم درويي هس كه لنگه اش رو فقط ميتونين تو كارتون سيندرلا پيدا كنين !!!! كلي بهمون التماس كرد كه ازش چيزي ننويسيم !!! اومده بود در خونه مون افتاده بود به پامون كه من بچه دارم نكن اينكارارو !!!!! اما ما چه كنيم كه اين وضيفه رسانه اي رو دوشمون سنگيني ميكنه !!!! الان هم كه جار انداخته تو محله شون كه ايهاالناس ما ميخواييم بريم بلاد كفر !!! خوب البته حق هم داره !!!! فهميده ما زيرآبش رو به برادران سربازان گمنام زديم همين امروز فرداس كه ميان جميعا ترتيبش رو ميدن !!! هان ديگه فكرايه خبيثانه نكنين بابا يعني ميبرنش بندازن حلفدوني !!!!!! ما ديگه ازش هيچي نميتونيم بگيم اما گفته باشيم قصد داريم يه پست كامل از فريبكاريهاش رو واسه آشناييه شما ملت مفت خور هميشه در صحنه بنويسيم !!!!!! ما هم كاري نداريم جهنم !!! برين وبلاگش اصلا فردا نيايين به ما بگين ما رفتيم اونجا معتاد شديم !!!!!!!
17- آسد امين خان مفلس الدوله با وبلاگ لوطي نامه
واقعا مگه حرف هم ميشه زد؟؟ !!! زبان از گفتنش هنگ كرده !! يك انسان به تمام معنا !!! لارج، باكلاس، متين، جنتلمن، آقايه به تمام معناس اصلا!!! واقعا اگه تا حالا نشناختينش بايد بگم بايد برين بميرين ديگه !!! الان كل اين ممالك بلاد كفر دارن بهش التماس ميكنن كه جون ما شما زحمت بكش پا بزار رو تخم ما !!! (( باز كه نيشت باز مونده !!! منظورشون تخم چشاشونه ))!!!! قدم رنجه كن به اين مملكت ما يه حالي بده !!! اما از اونجا كه انسان خيلي فداكاريه فقط ميخواد به ملت خودش خدمت كنه !!! از ما نشنيده بگيرين اما ما شنيديم كه فرشته ها رفتن پيش خدا و همشون جز همون شيطان رجيم استعفا دادن با اين مضمون كه اي خداي باريتعالي شما ايشان را داريد چه نياز با ما هست !!!!!! من واقعا به شماها غبطه ميخورم كه يه همچين انسان والايي رو ميشناسين و ما نميشناسيم !!!!! اگه ما جاي شما بوديم همين الان ميرفتيم پابوسشون و اوامرشون رو اطاعت ميكرديم !!! گفته باشم يه همچين آدمي ديگه تا انقلاب مهدي پا روي كره خاكي نميزاره هااااا !!!! (( از بانوان زيبا روي و خوش اندام درخواست ميشود نظم صف را بهم نزنند!!!!! )) خوب ميبينيم كه دلتون بد رقم براش ميتپه !! البته حق دارين !!! برين به پاهاش بيفتين و ازش خواهش تمنا كنين و التماسش كنين شايد يه مثقال تف متبرك هم براي شما كنار بزاره !!!!!!! وبلاگش هم يادتون نره كه عجب وبلاگ خوبيه به جون عمه مرحوممان !!!!!

پ ن : يه عده از رفقا جا موندن !! ترتيب اونا رو هم به موقع ميديم فقط مطمئن باشين هيچ كسي از قلم ما نميفته !!!!!
پ ن 2: هان خوشتون اومد !!! چيه حرصتون گرفته كه ما اين قدر خوبيم و شما ها دم خور شيطانين؟؟!!! بازم از خودمون تعريف ميكنيم تا اونجاتون پاره شه از حرص!!!!!!

برگه‌ی بعد »

وب‌نوشت در وردپرس.کام.